سه شنبه 6 تیر 1396 | 15:09
انقلاب بحرين، استثناي انقلاب‌هاي جهان عرب
نويسنده: محي الدين ساجدي
دوشنبه 5 اردی بهشت 1390 [ 25-04-2011 ] | 17:21
اندازه فونت :
نيروهاي بحريني با حمايت عربستان به سرکوب اعتراضات مردمي ادامه مي‎دهند
عمرو موسي دبير كل اتحاديه عرب، معتقد است كه ورود سربازان سعودي و اماراتي به بحرين اقدامي كاملا قانوني بوده است. اين نامزد رياست جمهوري آينده مصر سياستمداري كاركشته است كه در انقلاب بزرگ مصر و سقوط حسني مبارك هيچ نقشي نداشته، ولي هنوز طرز تفكر خود را عوض نكرده است و همچون گذشته فكر مي­كند كه براي رسيدن به سمتي مانند رياست جمهوري بايد از هم­اينك رابطه خوبي با كانون­هاي قدرت در خاورميانه برقرار كند.

مطبوعات مصري اخبار زيادي را درباره فشار سعودي بر شوراي نظامي مصر منتشر مي­كنند كه نمي­خواهد مبارك به دادگاه كشيده شود و يا سعودي امكان سرمايه­گذاري در مصر را منوط به آن كرده است كه قاهره از موضع شوراي همكاري خليج فارس درمورد بحرين علنا حمايت كند. به تعويق افتادن سفر نخست وزير جديد مصر به رياض را هم معلول اين فشارها مي­دانند.

تنها اقدامي كه پادشاه سعودي براي مقابله با اعتراضات مردم و روشنفكران در كشورش كرده، كشيدن چك­هايي به مبلغ 140 ميليارد دلار است. رياض هيچ ابزاري جز پول در دست ندارد و حتي رابطه­اش را با نظام جديد مصر بر اساس پول تعريف و ترسيم مي­كند، به­ويژه كه مي­داند مصر ـ به سبب كاهش توريسم ـ رشد اقتصادي مطلوبي در يك سال آينده ندارد.

طبق منشور سازمان همكاري خليج فارس، اگر كشورهاي عضو مورد حمله خارجي قرار بگيرند، ديگر كشورها نيروي نظامي خود را براي كمك به آن عضو گسيل مي­كنند. مخالفان بحريني مي­گويند كه كشورشان با تهديد خارجي روبرو نبوده كه ارتش سعودي وارد كشورشان شود. حتي اگر اين موضوع هم ناديده گرفته شود، زماني كه اكثريت مردم بحرين با حضور ارتش سعودي و پليس امارات متحه عربي در كشورشان مخالف­اند، آيا اين نيروها «اشغالگر» به حساب نمي­آيند؟

دولت­هاي جهان در موضعگيري راجع به اين انقلاب­ها چند دسته­اند و گاه دچار تناقض مي­شوند؛ ناچارند يكي را تأييد و ديگري را نفي كنند. جدا از اينكه ديدن مردمي آزاد و رهاشده از يوغ استبدادهاي ديرپا لذتبخش است، ولي به نظر مي­رسد كه منافع و مصالح حرف اصلي را مي­زند.

منابع آگاه مي­گويند كه جفري فيلتمن، دسيتار وزير خارجه امريكا در امور خاورميانه، در ملاقات با يكي از رهبران مخالف بحريني به وي مي­گويد كه وقت چنداني ندارند و دولت سعودي به­زودي نيروهاي خود را وارد بحرين مي­كند. ورود ارتش سعودي دو روز بعد از ديدار وزير دفاع امريكا به منامه صورت گرفت. دولت امريكا بعد از اعتراضي مؤدبانه ترجيح داد كه سكوت كند، چون منافع امريكا در بحرين دست­نخورده باقي مي­ماند.

زماني كه انقلاب تونس از مناطق دوردست شروع شد تا به پايتخت برسد، همه آن را «انقلاب بدون سر» ناميدند، چون رهبري مشخص و ايدئولوژي معيني نداشت. همين قصه در انقلاب مصر هم تكرار شد. در تونس و مصر احزاب و گروه­هاي شاخصي وجود داشتند كه ترجيح مي­دانند به عنوان محرك اصلي مردم شناسايي نشوند. در ليبي اين خصوصيت وجود ندارد و معمر قذافي در 4 دهه حكمراني جايي براي تنفس نگذاشته تا حزب و دسته­اي تشكيل شود و يا در سوريه هم هيچ حزبي جز حزب دولتي بعث وجود ندارد.

در بحرين وضعيت كاملا فرق مي­كند. مردم در اين كشور با الهام از رخدادهاي تونس و مصر و با سابقه­اي از سركوب ساليان طولاني به ميدان آمدند، ولي از همان ابتدا روشن بود كه چه احزاب و سازمان­هايي در وراي مردم قرار دارند و حتي برخي از آنها در پارلمان نماينده داشتند. در ابتداي خيزش مردم هم دولت بحرين به برخي رهبران تبعيدي اجازه بازگشت داد و تعدادي را هم از زندان آزاد كرد.

تفاوت دوم نهضت مردم در بحرين با موارد همسان در تونس و مصر و يمن و ليبي اين است كه در اين كشورها سطح مطالبات مردم به­سرعت افزايش يافت و همه از اصلاحات نوميد شدند و به سراغ رأس نظام رفتند و در مواردي هم وفق شدند؛ اما در بحرين خواست مردم هيچ­گاه از سطح اصلاحات فراتر نرفت: پادشاهي مشروطه و برگزاري انتخابات آزاد و تشكيل پارلمان واقعي و نخست وزيري كه بر اساس اكثريت پارلماني معرفي شود، و نه نخست وزير كنوني كه عموي پادشاه است و مانند قذافي 40 سال است دولت تشكيل مي­دهد.

پاسخ حكومت بحرين همان پاسخي بود كه ديكتاتورها مي­دهند: سركوب. چون دولت در سركوب مردم ناتوان بود، سعودي و امارات و بقيه شوراي همكاري به كمكش شتافتند و به بحرين لشكر كشيدند. براي توجيه هم مسئله شيعي و سني را مطرح كردند و خود را مدافع بحرين در مقابل ايران نشان دادند. امريكا و غرب هم در مقابل سركوب مردم بحرين سكوت كردند، چون منافع چنين ايجاب مي­كند.

تنها گام مهمي كه اروپا در مقابل بحرين برداشته است، لغو دعوت لندن از وليعهد بحرين براي شركت در مراسم عروسي وليعهد بريتانياست. مسئولان انگليسي مايل­اند اين اقدام را پاسخ به فشار سازمان­هاي طرفدار حقوق بشر در اروپا نشان دهند. شركت وليعهد بحرين در مراسم عروسي لندن هيچ امتيازي براي مردم بحرين شمرده نمي­شود و لغو آن نيز به معناي همراهي با مردم اصلاح­طلب بحرين نيست.

هرچه سركوب در بحرين بيشتر مي­شود، سقف درخواست­هاي مردم هم بالاتر مي­رود و خواسته­هايي چون تبديل نظام شاهي به جمهوري يا تشكيل شوراي انتقالي، همچون ليبي، به گوش مي­رسد. دولت­هاي غربي خود را هوادار همه خيزش­ها در كشورهاي عربي مي­دانند و حتي حاضرند همچون مورد ليبي وارد مرحله نظامي شوند، ولي استثنا كردن بحرين به سود منافع آنها در بلند مدت نيست، به­ويژه اگر اين شايعه درست باشد كه ارتش سعودي بدون خواست بحرين وارد اين كشور كوچك شده است.

م ر/ف ه/م ح ر
x
اخبار پر بازدید
  • ماه گذشته
  • هفته گذشته
  • روز گذشته
آب و هوا
Feedback